بررسی و نقد متون پایان نامه های دانشگاهی

بررسی و نقد متون پایان نامه های رشته های مختلف دانشگاهی

بررسی و نقد متون پایان نامه های دانشگاهی

بررسی و نقد متون پایان نامه های رشته های مختلف دانشگاهی

دانلود پایان نامه های رشته های مختلف دانشگاهی

آخرین مطالب
۲۱
اسفند

امروزه پدیده بیکاری یکی از مهمترین معضلات اقتصادی و اجتماعی عصر حاضر محسوب می شود که در پی آن ناهنجاریهای فراوانی در جامعه بروز پیدا می کند. از آنجا که کشور ما نیز با معضل بیکاری جوانان روبروست، شایسته است که راه حلی مناسب جهت برون رفت از وضعیت موجود اندیشیده شود (آمدی و دیگران، ۱۳۸۸). این مهم میسر نمی گردد، مگر در سایه خلاقیت و نوآوری و توجه به مقوله کارآفرینی. زیرا کارآفرینی قابلیتی است که می تواند نظام های امروزی را در این برهه حساس نجات داده و به بقای آنان کمک نماید (کمالیان و دیگران، ۱۳۸۹). در واقع کارآفرینی از منابع مهم و پایان ناپذیر همه جوامع بشری است. منبعی که به توان خلاقیت انسانها برمیگردد و زمانی کارآفرینی واقعی اتفاق می افتد که افراد راه های معمولی و همیشگی تفکر و عمل را کنارگذاشته و با نگاهی نو و متفاوت راه ها و ایده های جدید را به کار گیرند (جمشیدی فر و دیگران، ۱۳۸۹، ۵۵). امروزه همگان دریافته اند که جوامعی که به منابع انسانی متکی بوده اند تا به منابع زیرزمینی، در بلندمدت موفقتر و سرافرازتر بوده اند. در نتیجه، با توجه به نقشی که کارآفرینی در حیات اقتصادی دارد، می توان توسعه آن را یکی از اساسی ترین فعالیتها برای نیل به توسعه اقتصادی دانست و در حال حاضر، توسعه کارآفرینی بخشی جدایی ناپذیر و کلیدی از مباحث توسعه اقتصادی هم در کشورهای پیشرفته و هم در حال توسعه است (Ziaee, 2004). بنابراین آنچه که در شرایط جاری کشور ما ضرورتش بیش از پیش احساس می شود پرداختن به مقوله کارآفرینی است. زیرا افراد کارآفرین با بهره گیری از فرصت های موجود توان ایجاد کسب و کارهای جدید را دارند و از این طریق سبب افزایش تولید ملی و کاهش معضل بیکاری می گردند (دلجوی شهیر، ۱۳۸۸). علاوه بر این، به دلیل کاهش تصدیگری دولت، استخدام تمامی جوانان جویای کار و فارغ التحصیلان دانشگاه ها در دستگاه های دولتی امری است امکان ناپذیر. از اینرو بهره گیری از قدرت خلاقه جوانان جهت ایجاد کسب و کارهای جدید و سوق دادن آنها به سوی کارآفرینی، راه حلی است که گره گشای بسیاری از دشواری های اقتصادی خواهد بود (آمدی و دیگران، ۱۳۸۸). اگرچه در برنامه چهارم توسعه کشور توجه خاصی به این مهم شده است و برنامه ریزی و بسترسازی مناسبی درحوزه های اقتصادی، اجتماعی و نظام آموزشی کشور برای توسعه کارآفرینی به ویژه در دانشگاه های کشور صورت پذیرفته است، ولی متاسفانه هنوز نرخ بیکاری فارغ التحصیلان، در میان بیکاران بیشترین نرخ است (قوامی و لطفعلی پور، ۱۳۸۷)، به طوری که طبق آمار، سالانه ۲۷۰ هزار فارغ التحصیل دانشگاهی وارد بازار کار می شوند، اما ظرفیت بازار جوابگوی این تعداد نیست (عزیزی و حسینی، ۱۳۸۵). این امر نشان دهنده این است که اگر چه در کشور ما در چند سال اخیر دانشگاه ها به آموزش کارآفرینی روی آورده اند و نسبت به آموزش کارآفرینی و نقش آن در ایجاد دانش و مهارت دانشجویان همت نموده اند و روند آموزش کارآفرینی رو به رشد بوده است، اما جذب قشر تحصیل کرده در بازار کار، به علت فقدان یکسری توانایی ها و مهارت ها که بخشی از آنها می بایست طی دوران تحصیل در دانشگاه فرا گرفته شوند، هنوز با مشکل مواجه است (آراستی و دیگران، ۱۳۹۰). در شرایط خاص اقتصادی کشور، ایجاد فرصتهای شغلی برای خیل عظیم بیکاران خصوصا فارغ التحصیلان نظام آموزشی، اصلی ترین و مهمترین مشغله تصمیم گیران و برنامه ریزان کلان کشور است و رفع معضل بیکاری، ایجاد و تقویت راهکارهای اشتغالزایی و خوداشتغالی و حرکت به سمت توسعه جامعه، نیاز به تربیت و آموزش افرادکارآفرین، کارآمد و خلاق را دوچندان کرده است (پورآتشی و مختارنیا، ۱۳۸۸، ۱۱۵). بنابراین جهت اشتغالزایی، بالا بردن تولید ناخالص ملی و افزایش رفاه اجتماعی توجه به مقوله کارآفرینی و ایجاد و تقویت روحیه کارآفرینی، به ویژه در میان دانشجویان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است (قاسمی و اسدی، ۱۳۸۹، ۱۴). با این تفاسیر و با توجه به تاکیدی که در ادبیات موضوع برقصد کارآفرینانه صورت گرفته، تحقیق حاضر بر آن است تا عوامل موثر بر آن را بررسی نماید.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

عکس مرتبط با اقتصاد

۱-۳ اهمیت و ضرورت تحقیق

کارآفرینان در هر جامعه ای از چنان ارزش بالایی برخوردارند که در بسیاری از مواقع بقای آن جامعه را تضمین می نمایند. اهمیت کارآفرینان به دلیل خلق ارزش هایی نظیر کشف دانش جدید، ایجاد تکنولوژی های جدید، بهبود خدمات و محصولات موجود، یافتن راه حل های جدید و خلاقانه جهت تولید کالاها و خدمات متنوع البته با صرف منابع کمتر و غیره می باشد (کمالیان و دیگران، ۱۳۸۹). بنابراین برخورداری جوامع از روحیه کارآفرینی، اصل و اساس پیشرفت اقتصادی کشورها به حساب می آید. در حقیقت علم و دنیای مدیریت با مفهوم روحیه کارآفرینی هویت می یابد. عنصر کارآفرینی با بهره گرفتن از حداقل سرمایه و پس انداز و روش های جدید بهره برداری و ترکیب بهینه عوامل تولید، کارآیی و اثربخشی بنگاه اقتصادی را به حداکثر می رساند. امروزه سه دلیل مهم برای توجه به مقوله کارآفرینی وجود دارد که عبارتند از تولید ثروت، توسعه تکنولوژی و اشتغال مولد (قاسمی و اسدی، ۱۳۸۹، ۱۴). از سوی دیگر، موقعیت اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و فرهنگی امروز کشور به گونه ای است که حل مشکلات و تنگناها، الگوها و راه حلهای جدید و متفاوتی را طلب می کند. ترکیب جمعیتی جوان کشور، ضرورت ایجاد فرصتهای شغلی و نیز نوسان بهای نفت از جمله عوامل عمده ای هستند که موجب می شوند سیاستگذاران و تصمیم گیران کلان کشور، به منبع درآمد سهل الوصول دیگری به جز نفت بیندیشند و بی شک آن منبع جز ابتکار، خلاقیت و نوآوری چیز دیگری نیست. اکنون در عرصه جهانی، افراد خلاق، نوآور و مبتکر به عنوان کارآفرینان منشأ تحولات بزرگی در زمینه های صنعتی، تولیدی و خدماتی شده اند (حیدری و دیگران، ۱۳۹۰، ۱۴۷) و اهمیت آنان به حدی است که گاه از آنان به عنوان قهرمانان ملی یاد می شود. این توسعه کارآفرینی است که چرخ های توسعه اقتصادی کشور را به حرکت در می آورد (دلجوی شهیر، ۱۳۸۸) و کارآفرینان موتور رشد اقتصادی جامعه محسوب می شوند و نقش مهمی در ایجاد تغییرات و پیشرفت های اقتصادی در کشورها ایفا می نمایند (Gurol & Astan, 2006). نکته مهمی که در این زمینه نادیده گرفته شده این است که اکثر تحقیقات صورت گرفته در زمینه کارآفرینی توجه خود را معطوف به فرایند راه اندازی کسب و کار (مرحله بعد از تصمیم گیری) کرده و نسبت به مرحله تصمیم گیری غفلت نموده اند. در واقع، به مرحله تصمیم گیری و به عوامل و عناصری که باعث می شود تا یک فرد تصمیم بگیرد که از میان گزینه های شغلی مختلف، راه اندازی یک کسب و کار جدید را انتخاب کند، توجه چندانی نشان نداده اند (بارانی و دیگران، ۱۳۸۸، ۷۵).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۱-۴ اهداف تحقیق

 

۱-۴-۱ هدف اصلی:

هدف اصلی تحقیق حاضر، بررسی عوامل موثر بر قصد کارآفرینانه دانشجویان کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت می باشد.

۱-۴-۲ هدف کاربردی:

استفاده از نتایج تحقیق برای کمک به تقویت روحیه کارآفرینی در دانشجویان
۱-۵ چارچوب نظری

  • user11 11
۲۱
اسفند
  • نجات از دست ستمگران

﴿ وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبّ‏ِ ابْنِ لىِ عِندَکَ بَیْتًا فىِ الْجَنَّهِ وَ نجِّنىِ مِن فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نجِّنىِ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ﴾ (تحریم/۱۱)
و خدا برای کسانی که ایمان آورده اند، همسر فرعون را مثل آورده، آنگاه که گفت: پروردگارا! برای من نزد خویش در بهشت خانه ای بساز و مرا از (شر) فرعون و عمل او نجات ده و مرا از مردم ستمکار برهان.
﴿ قَالَ رَبّ‏ِ إِنَّ قَوْمِى کَذَّبُونِ*فَافْتَحْ بَیْنىِ وَ بَیْنَهُمْ فَتْحًا وَ نجِّنىِ وَ مَن مَّعِىَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ﴾ (شعراء/۱۱۷-۱۱۸)
گفت: پروردگارا! قوم من مرا تکذیب کردند * پس میان من و آنها فیصله ده، و من و مؤمنان همراه مرا نجات بخش.
﴿ رَبّ‏ِ نجِّنىِ وَ أَهْلىِ مِمَّا یَعْمَلُونَ﴾ (شعراء/۱۶۹)
پروردگارا! من و کسان مرا از آنچه می کنند نجات بخش.
﴿ فخَرَجَ مِنهْا خَائفًا یَترَقَّبُ قَالَ رَبّ‏ِ نجِّنىِ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ﴾ (قصص/۲۱)
پس ترسان و نگران از آن (شهر) بیرون شد و گفت: ای پروردگار من! مرا از قوم ستمکار رهایی بخش.

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.
  • نجات از غم

﴿ وَ ذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى‏ فىِ الظُّلُمَتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنىّ‏ِ کُنتُ مِنَ الظَّلِمِینَ﴾  (انبیاء/۸۷)
و صاحب ماهی (یونس) را (یادکن)، آنگاه که خشمگین (از میان مردم خود) برفت و پنداشت که ما هرگز بر او تنگ نمی گیریم، (که ماهی او را بلعید، ) پس درون تاریکی ها ندا در داد که معبودی جز تو نیست. منزهی تو. به راستی که من از ستمکاران بودم.

  • نبودن با ستمگران

﴿ وَ إِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أَصحْابِ النَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لَا تَجعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ﴾ (اعراف/۴۷)
و چون چشمشان به جانب دوزخیان گردانده شود، گویند: پروردگارا! ما را با ستمکاران قرار مده.
﴿ قَالَ رَبّ‏ِ إِنىّ‏ِ لَا أَمْلِکُ إِلَّا نَفْسىِ وَ أَخِى فَافْرُقْ بَیْنَنَا وَ بَینْ‏َ الْقَوْمِ الْفَسِقِینَ﴾ (مائده/۲۵)
موسی گفت: پروردگارا! من جز اختیار خود و برادر خویش را ندارم؛ پس میان ما و این قوم نافرمانی جدایی افکن.

  • نفرین بر بدکاران

﴿ وَ قَالَ نُوحٌ رَّبّ‏ِ لَا تَذَرْ عَلىَ الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّارًا*إِنَّکَ إِن تَذَرْهُمْ یُضِلُّواْ عِبَادَکَ وَ لَا یَلِدُواْ إِلَّا فَاجِرًا کَفَّارًا﴾ (نوح/۲۶-۲۷)
و نوح گفت: پروردگارا! احدی از کافران را بر روی زمین باقی مگذار * که اگر تو آنها را باقی گذاری، بندگانت را گمراه می کنند و جز پلید کار نا سپاس نمی زایند.

  • نجات از جهنم

﴿ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا ءَامَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ﴾ (ال عمران/۱۶)
کسانی که می گویند: پروردگارا! ایمان آوردیم پس گناهان ما را بیامرز و ما را از عذاب آتش در امان دار.
﴿ وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا کَانَ غَرَامًا﴾ (فرقان/۶۵)
و کسانی اند که می گویند: ای پروردگار ما! عذاب جهنم را از ما بگردان که عذابش سخت و دائمی است.

  • نام نیک پس از مردن

﴿ وَ اجْعَل لىّ‏ِ لِسَانَ صِدْقٍ فىِ الاَخِرِینَ ﴾ (شعراء/۸۴)
و برای من در میان آیندگان زبان صدق و ثنا گو قرار ده.

  • هنگام سوارشدن برمرکب

﴿ لِتَسْتَوُاْ عَلىَ‏ ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْکُرُواْ نِعْمَهَ رَبِّکُمْ إِذَا اسْتَوَیْتُمْ عَلَیْهِ وَ تَقُولُواْ سُبْحَانَ الَّذِى سَخَّرَ لَنَا هاذَا وَ مَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ *وَ إِنَّا إِلىَ‏ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ ﴾ (زخرف۱۴-۱۳ )
تا بر پشت آنها قرار گیرید، سپس چون بر روی آنها نشستید، نعمت پروردگار خود را یاد کنید و بگویید: پاک است خدایی که اینها را مسخر ما کرد و (گرنه) ما را توان رام کردن آنها نبود * و بی تردید ما به سوی پروردگارمان باز خواهیم گشت.

۲ – ۰۲ دعا از منظر روایات

بنا بر روایاتی که از معصوم (ع) رسیده است دعا به عنوان عبادت بیان گردیده و از بهترین عبادت به حساب آورده شده است تا جایی که رسول مکرم اسلام (ص) آن را به منزله مغز و روح پرستش خداوند دانسته اند.
و توصیه فرموده اند که: در شدائد و گرفتاری های زندگی انسان به آن تمسک جسته و به درگاه خداوند تضرع نماید. (غفاری سارویی؛ ۱۳۵۷: ۶۱) و تعابیر فراوان و بلند دیگری که از زبان روایات از دعا بعمل آمده است که در ادامه به بخشی از آن می پردازیم.

۲-۲- ۱-۰ عناوین دعا از لسان روایت

.۱-۱-۲-۲دعا برترین عبادات
پیامبر اسلام (ص) فرمودند: « اَفْضَلُ الْعِبادَهِ اَلدّعاء». برترین عبادت ها دعا است (ری شهری؛۱۳۸۹: ۴/۱۵ ح ۵۷۴۲)
۲-۲-۱-۲ . دعا محبوب ترین کارها نزد خداوند در زمین
امیر المؤمنین على بن ابى طالب (علیه السّلام) فرمود:« أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ فِی الْأَرْضِ الدُّعَاءُ وَ أَفْضَلُ الْعِبَادَهِ الْعَفَافُ قَالَ وَ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام رَجُلًا دَعَّاء «. محبوبترین کارها در روى زمین، نزد خداوند متعال، دعاست. و برترین عبادت، عفاف مى‏باشد. بعد حضرت صادق- علیه السّلام- فرمود: امیر المؤمنین (ع) بسیار اهل دعا بود. (حلی؛ ۱۴۰۷ ق: ۳۹) و (ری شهری؛ ۱۳۸۹: ۴/۱۶ ح ۵۷۴۹)

۲-۲-۱-۰۳ دعا برترین عمل

فردى به نام سُدَیرِ بن حَنان مى‏گوید: به امام باقر علیه ‏السلام عرض کردم: اَیُّ الْعبادَهِ أفْضَلُ؟ فَقالَ: «ما مِنْ شَی‏ءٍ أَفْضَل عِنْدَ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنْ یَسْأَلُ وَ یُطْلَبُ ما عِنْدَهُ ». کدام عبادت بهتر است؟ فرمود: چیزى نزد خداى ارجمند بهتر از این نیست که از او درخواست شود و از آنچه نزد اوست خواسته شود و بعد فرمودند: بدترین فرد نزد خدا کسى است که از عبادت او تکبّر ورزد و آنچه نزد اوست، درخواست نکند. (آشتیانی؛ ۱۳۶۳: ۱ / ۴۳۲)
۲-۲-۱-۴ . دعا وسیله تقرب به خداوند

  • user11 11
۲۱
اسفند

علت این که قانونگذار، صغر سن را یکی از علل تشدید مجازات قرار داده، آن است که شخص صغیر و کم سن، نیاز به حمایت بیشتری دارد و ربودن او آسیب فراوانی بر وی وارد می سازد و همچنین افراد کم سن و سال، زودتر فریب دیگران را می خورند و اغفال می شوند بنابراین باید از حمایت بیشتری برخوردار باشند و مهمتر از آن این افراد در این از آسیب پذیری زیادی برخوردار هستند و از این رو قانون آنان را به لحاظ علل شخصی مشمول عوامل مشدده قرار داده است. [۲۰۱]
مبحث دوم : اقدامات ارفاقی :
«پس از صدور حکم محکومیت کیفری نوبت به اجرای آن می رسد. علی القاعده احکام جزایی همین که قطعی شد بی درنگ باید به موقع اجرا گذاشته شود. (ماده ۴۸۲) قانون آئین دادرسی کیفری با این همه اجرای مجازات ممکن است به موجب قانون به تعویق بیفتد و یا در مواردی مهلت آن به سر آید. اجرای مجازات گاه در همان آغاز ضمن صدور حکم محکومیت معلق می ماند گاه در اثنای اجرا وقفه ای نه چندان دیرپا اجرای آن را موقوف می سازد و سرانجام ممکن است پس از مدتی که از اجرای آن گذشت ادامه آن منقطع گردد.
این تعویق و تاخیرهای مذکور هریک موقت اند و اغلب مشروط و مقصود از آن بازسازگاری اجتماعی محکوم علیه است اگر نتایجی که بدست آمد با هدف های تربیتی منطبق بود ممکن قطعی و همیشگی قلمداد گردند و به این ترتیب اجرای مجازات با اقدامات ارفاقی به نوعی تحت شرایطی ممکن است که به اتمام برسد.» [۲۰۲]
لیکن هریک از اقدامات ارفاقی، هدف های کاملاً متفاوتی دارند که اقتضاء می کنند بحث و بررسی هریک در گفتارهای جداگانه به عمل آید. بنابراین، در گفتار نخست ابتدا به جهات و کیفیات تعلیق اجرای مجازات خواهیم پرداخت و در گفتار دوم کیفیات آزادی مشروط بررسی خواهیم کرد.
گفتار نخست : تعلیق مجازات :
تعلیق در لغت به معنی بازداشتن، پس افکندن و عقب انداختن است. [۲۰۳]
تعویق اجرای مجازات یعنی به تاخیر انداختن اجرای مجازات با نظر دادگاه صادر کننده حکم قطعی به منظور اصلاح رفتار و باز اجتماعی کردن بزهکار.
جهات تعویق در نظام کیفری کشور ما، منحصر است به تعلیق اجرای مجازات و آزادی مشروط که در این گفتار به تعلیق اجرای مجازات می پردازیم :
تعلیق اجرای مجازات عبارت است از، متوقف ساختن مجازات کسی که به کیفرهای تعریزی و بازدارنده محکوم شده است، تا چنانچه در مدت معین پس از آن مرتکب جرم دیگری نگردید و از دستورهای دادگاه در این مدت تبعیت کرد، محکومیت او کان لم یکن تلقی گردد. تعلیق اجرای مجازات در روزگار ما یکی از ابزارهای قضایی سیاست فردی کردن مجازات ها است. در آغاز، آنچه بیش از هر عامل اجتماعی دیگری زمینه را برای اشاعه اندیشه تعلیق فراهم ساخت، محیط ناسالم زندان ها و دور نگه داشتن زندانیان به خصوص محکومان بدوی از آثار سوء معاشرت برای حبس های کوتاه مدت به شمار آمد. زیرا، زندان های کوتاه مدت نه تنها محکوم علیه را در معرض همه گونه فساد زندان قرار می داد، بلکه به دلیل کوتاهی مدت، اثر مفید تربیتی نیز نداشت. امروزه تعلیق اجرای مجازات یک تدبیر ارفاقی نسبت به همه محکومان اصلاح پذیر که فاقد محکومیت کیفری موثرند، محسوب می شود علاوه بر این باید این نکته لحاظ شود که قلمرو اجرای تعلیق مجازات در اختیاردادگاه صادرکننده حکم کیفری است که محدود به مجازات های تعزیری و بازدارنده به هر قسم و میزان است. لذا ملاک در تعلیق، به هیچ وجه نوع خاص مجازات نیست، بلکه نوع جرم ارتکابی است.
از دیدگاه دیگر، این که قانونگذار خواسته با آوردن ماده ۳۰ قانون مجازات اسلامی اجرای احکام جزائی را در برخی جرائم، غیرقابل تعلیق معرفی کند که در زیر به آن اشاره خواهیم داشت.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

پایان نامه

  • مجازات کسانی که به وارد کردن یا ساختن و یا فروش مواد مخدر اقدام و یا به نحوی از انحاء با مرتکبین اعمال مذکور معاونت می نماید.
  • مجازات کسانی که به جرم اختلاس یا ارتشا یا کلاهبرداری یا جعل و یا استفاده از سند مجعول یا خیانت در امانت یا سرقتی که موجب حد نیست یا آدم ربایی محکوم می شود.

۳- مجازات کسانی که به نحوی از انحاء با انجام اعمال مستوجب حد معاونت می نماید و البته این که حال معلوم نیست از نظر قانونگذار این منع تعلیق به چه دلیل خواهد بود؟
جواب سوال این باشد که قانونگذار بنا به زشتی و قباحت و سنگینی جرم آن را منع کرده و همچنین لازم به ذکر است که تعلیق مجازات باید تابع شرایطی باشد تا دادگاه بتواند با احراز آن، حکم به تعلیق صادر کند.
«نخستین شرط استفاده از تعلیق:نداشتن سابقه محکومیت قطعی به اتهام یکی از جرایم مستلزم مجازات های مندرج در ذیل ماده ۲۵ بدین شرح است :

  1. محکومیت قطعی به حد
  2. محکومیت قطعی به قطع یا نقص عضو
  3. محکومیت قطعی به مجازات حبس به بیش از ۱ سال در جرایم عمدی
  4. محکومیت قطعی به جزای نقدی به مبلغ بیش از ۲ میلیون ریال
  5. سابقه محکومیت قطعی ۲ بار یا بیشتر به علت جرم های عمدی با هر میزان مجازات »[۲۰۴]

«دومین شرط ضروری نبودن اجرای تمام یا قسمتی از مجازات :چنانچه دادگاه با ملاحظه وضع اجتماعی و سوابق زندگی محکوم علیه و اوضاع و احوال موجب ارتکاب، جرم، تشخیص دهد که اجرای تمام یا قسمتی از مجازات ضرورت ندارد حکم به تعلیق اجرای مجازات ضروری و مناسب است.
سومین شرط فقدان محکومیت به جرائم غیرقابل تعلیق :به موجب ماده ۳۰ ق.م.ا برخی جرائم غیرقابل تعلیق هستند همانطور که در صفحات قبل گفته شد، در این جا از مطرح کردن دوباره آن پرهیز خواهد شد.
چهارمین شرط عدم تاثیر تعلیق مجازات بر حقوق الناس :برابر ماده ۳۱ ق.م.ا تعلیق اجرای مجازاتی که با حقوق الناس همراه است، تاثیری در حقوق الناس نخواهد داشت و حکم مجازات در این موارد با پرداخت خسارت به مدعی خصوصی اجرا خواهد شد.
در واقع به فرض صدور حکم تعلیق مجازات امتناع محکوم علیه از رد عین یا مثل یا ادای قیمت یا پرداخت دیه و ضرر و زیان ناشی از جرم مورد حکم، در صورت تقاضای محکوم له، دادگاه در اجرای ماده ۶۹۶ ق.م.ا با فروش اموال محکوم علیه جز مستثنیات دین، حکم را اجرا یا تا استیفاء حقوق محکوم له، محکوم علیه را بازداشت خواهد نمود.
پنجمین شرط : منع تعلیق مجازات محکومین به جرائم عمدی متعدد : مقررات مربوط به تعلیق مجازات درباره کسانی که به جرائم عمدی متعددی محکوم می شوند قابل اجراء نیست و همچنین اگر درباره یک نفر احکام قطعی متعدد در مورد جرایم عمدی صادر شده باشد که بین آنان محکومیت معلق وجود داشته باشد، دادستان مجری حکم موظف است فسخ قرار یا قرارهای تعلیق را از دادگاه صادرکننده بخواهد. دادگاه نسبت به فسخ قرار یا قرارهای مزبور اقدام خواهد کرد.
و در این جا لازم می دانم که مهمترین محکومیت های تعزیری و بازدارنده که قابلیت تعلیق دارند را معرفی کنم عبارتند از :
محکومیت به حبس تعزیری یا بازدارنده به هر میزانی که باشد، قابل تعلیق است محکومیت به شلاق در جرائم تعزیری و بازدارنده که به هر تعدادی قابل تعلیق است.
محکومیت به جزای نقدی در جرائم تعزیری و بازدارنده قابل تعلیق است.
ولی با یک استثناء که اگر همین جزای نقدی با دیگر جرایم تعزیری همراه باشد دیگر جزای نقدی قابل تعلیق نخواهد بود.
و حال این که اگر فرد مرتکب یکی از محکومیت های فوق شود دادگاه با توجه به اوضاع و احوال محکوم علیه و محتویات پرونده دادگاه می تواند محکومیت را معلق سازد و اجرای دستور یا دستورهای مشروح را در مدت تعلیق از محکوم علیه بخواهد و محکوم علیه مکلف به اجرای دستور دادگاه می باشد.
مراجعه به بیمارستان یا درمانگاه برای درمان بیماری یا اعتیاد خود
خودداری از اشتغال به کار یا حرفه معین، اشتغال به تحصیل در یک موسسه فرهنگی، خودداری از تجاهر به ارتکاب محرمات و ترک واجبات یا معاشرت با اشخاص که دادگاه معاشرت با آن ها را برای محکوم علیه مضر تشخیص می دهد، خودداری از رفت و آمد به محل های معین، معرفی خود در مدت های معین به شخص یا مقامی که مقام قضایی تعیین می کند.
و اگر در این مدت برخلاف دستور رفتار کرد همانطور که در اجرای تبصره ماده ۲۹ ق.م.ا آمده : چنانچه مجرمی که مجازات او معلق شده است در مدت تعلیق بدون عذر موجه از دستور دادگاه تبعیت نکند به حسب درخواست دادستان بعد ثبوت مورد، دادگاه صادرکننده حکم تعلیق برای بار اول به مدت تعلیق ۱ تا ۲ سال افزوده و برای بار دوم حکم تعلیقی لغو و مجازات معلق در مورد او به موقع اجرا گذارده می شود.
در نتیجه باید متذکر شوم که تعلیق اجرای مجازات آزمایشی است برای محکوم علیه تا در ارتکاب جرم، مجدداً سقوط نکند[۲۰۵]» و راهی باشد برای پیشگیری از جرم مجدد و اصلاح بزهکار و به گونه ای که قانونگذار مقرر کرده است که تنها منفعتی که می تواند از حیث اصلاح بر بزهکار داشته باشد، امیدی است که مبنی بر محو شدن آثار جرم و مجازات از سجل کیفری او در عین حال محکومیت تعلیقی او بی اثر محسوب خواهد شد.
و در ادامه، همانطور که گفته شد تعلیق، خاص جرایمی است که تعزیری باشد و در عین حال بازدارنده و از آنجایی که جرم مورد بحث ما آدم ربایی است و این خود جزء جرائم تعزیری محسوب می شود ولی قانونگذار را با توجه به مطالبی که در صفحات قبل گفته شد که در ماده ۳۰ ق.م.ا اجرای احکام جزایی برخی جرایم را غیرقابل تعلیق اعلام نموده ، که آدم ربایی یکی از این موارد می باشد.
ولی عکس این قضیه در این مسئله است که بزه شروع به آدم ربایی و معاونت در آن، برعکس خود بزه، قابل تعلیق است. [۲۰۶]
فلسفه غیرقابل تعلیق بودن جرم آدم ربایی را همانطور که ذکر کردیم به این دلیل ممکن است باشد که قانونگذار این بزه را دارای، درجه ای از زشتی و قباحت می داند و این مسئله از نظر قانونگذاری منطقی و موجه می باشد و دلیلی قانع کننده برای غیرقابل تعلیق و ارفاق که با توجه به ماده ۳۰ مقرر داشته که «جرم آدم ربایی باید غیرقابل تعلیق باشد»
«اقدام تعلیقی در ماده ۸۴ قانون لبنان با عنوان «الحریه المراقبه» لحاظ شده است.
غرض از این تدابیر، اصلاح محکوم علیه و بازگشت او به جامعه می باشد. این تدابیر زمانی اعمال می شود که بر قاضی این نکته احراز شود که مجرم از جرم دوری جسته و دیگر بار مرتکب جرم نخواهد شد. علیرغم این که اقدامات محدودکننده آزادی هستند ولی به جرات می توان گفت که این اقدامات سالب آزادی می باشد زیرا این تدابیر شامل استعمال مواد مخدر – منع اقامت می باشد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  • user11 11
۲۱
اسفند

چینی های بی معنی را دور انداخت و به اصل مطلب پرداخت. ایشان می گویند که، چون ربا در اسلام است و از طرفی مقتضیات جهان ایجاب می کند که مردم از منافع سرمایه و پول خود مانند سایر اموال استفاده کنند و راه مستقیم عواطف مذهبی شان را جریحه دار می ساخته لذا به بیراهه دست زدند و بیع شرط متوسل شدند و برای اینکه اسم بهره را نیاورند می نویسند: «فروشنده بابت منافع مورد معامله که از طرف خریدار با اجاره به او داده می شود ماهیانه فلان مبلغ باید به موجب قبوض اقساطی رسمی در وجه خریدار باید بپردازد…
ایشان در ادامه بیان کرده اند که دولت، ملت و خلاصه همه مردم می دانند که منظور بهره پول است و مال الاجاره نیست ولی همه ما دانسته و ندانسته تظاهر می کنیم و به هم دروغ می گوییم. در این مقاله ایشان می گویند که اگر اگر وجه الضمان ضمن الشرط قید می شد و بر روی ثمن معامله افزوده نمی شد بهتر بود و… (عدل، منوچهر،آیا بهتر نیست بیع خیاری از قانون مدنی ما حذف شود؟،۱۳۴۲).
محمد اعتضاد در مقاله ای خیار شرط را مورد بررسی قرار داده اند. خلاصه نوشتار ایشان به شرح زیر است:
در این مقاله ابتدا دلیل صحت خیار و نفوذ آن،اجماع محقق و محکی و عموم ادله شرط دانسته اند-از قبیل خبر المؤمنون عند شروطهم و.. بعضیها در صحت خیار شرط تردید کرده و هم مدعی شده اند که لازمه عقد بیع و آثار آن لزوم به جای آوردن مفاد عقد است و شرط خیار مخالف با مقتضای عقد می باشد ولی ایشان گفته اند که نظریه مزبور صحیح نیست.
از دیگر شرایطی که در این مقاله برای صحت خیار آمده تعیین و ضبط مدت خیار است زیرا در صورت غرر جهالت لازم می آید و خود شرط هم غرری است. و برای تعیین مدت در نظر گرفتن زمان عرفی کافی است و وقت و ساعت و دقایق آن لازم نیست.
در جای دیگری از مقاله ایشان در مورد اینکه در صورتی که مشتری در محل وقوع عقد حاضر نباشدآیا لازم است بر بایع شارط که تحقیق در اطراف وکیل و قائم مقام شرعی او نماید یا اینکه بدون تحقیق ثمن معامله را به حاکم شرع در مدت تسلیم نماید.
در ادامه در مورد این بحث که اگر هر قسمت از ثمن در مدت معینی از طرف بایع به مشتری برگردد و بایع شارط حق داشته باشد معامله را بالنسبه فسخ کند یا خیر توضیح داده اند.(اعتضاد،محمد،خیار شرط،۱۳۲۷).
دکتر عمر سلیمان اشقر در نوشتاری تحت عنوان«خیار الشرط فی البیوع و تطبیقه فی معاملات المصارف الاسلامیه»خیار شرط را مورد بررسی و کنکاش کرده اند.
در این نوشتار ابتدا ایشان به تعریف لغوی خیار شرط پرداخته اند و می گویند که خیار شرط مرکب اضافی است. و در اصطلاح فقهاء آن را خیاری معرفی کرده اند که، حقی است برای طرفین معامله بین فسخ و امضاء.
در ادامه در رابطه با حکم این نوع خیار بحث کرده و نظریات مذاهب چهارگانه اهل سنت(ابوحنیفه، مالک، شافعی، احمد بن حنبل، یاران و پیروانشان حکم این نوع از خیار را ذکر کرده اند. اعتقاد مذاهب چهارگانه در مورد این عقد جواز و مشروعیت آن است. بعضی از فقهاء هم بر جواز و مشروعیت این نوع از بیع از اجماع کرده اند.
همچنین ادله صحت خیار شرط را روایاتی چند بیان کرده و ضمن ذکر آنها در این نوشتار صحت و عدم صحت آنها را مورد بحث و بررسی قرار داده اند. در این مجموعه از اینکه حق خیار شرط برای چه کسی است نیز سخن به میان آورده شده و فرق چهارگانه در این باره نظر داده اند.
حنابله اعتقاد دارند که خیار شرط می تواند برای هر یک از متعاقدین (بایع ومشتری) باشد و جایز است که بتواند برای هر دوی آنها نیز شرط شود و همچنین برای یکی از آنها.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

  • user11 11
۲۱
اسفند

 

  • به اعتبار شیوه ارتباط با عقد، به ضمن عقد و خارج از آن (ابتدایی)
  • به اعتبار نفوذ شرط ، به صحیح و فاسد.

 

تقسیم شرط به اعتبار موضوع را قانون مدنی در ماده ۲۳۴ چنین آورده است:
۱ – شرط صفت
۲ – شرط نتیجه
۳ – شرط فعل
که این شروط به شروط صحیح در قانون مدنی مشهور هستند. شرط صفت عبارت است از، شرط راجعه به کیفیت یا کمیت مورد معامله. مانند آنکه خریدار در بیع برنج، بر فروشنده وصف طارم بودن آن را شرط کند.
شرط نتیجه آن است که نتیجه و اثر یک عمل حقوقی در عقد دیگری آورده شود . مانند آنکه مرد در عقد نکاح شرط کند وکیل زن در اداره اموالش باشد. به مجرد انعقاد عقد نکاح مرد وکیل زن در اداره اموالش میگردد. از آنجا که شرط فعل و ضمانت اجرای تخلف از آن (حق فسخ) بحث اصلی این رساله میباشد، ابتدا به توصیف شرط فعل و انواع آن به صورت مجزا پرداخته و سپس صحت و فساد شرط، شروط باطل و اقسام آن را بررسی خواهیم کرد.
۱-۳-۲-۱- توصیف شرط فعل
در این مبحث از انواع شرط فعل اعم از مادی، حقوقی، مثبت، منفی و معین و کلی صحبت میشود.
الف) شرط فعل (حقوقی و مادی)
شرط فعل مطابق بخش اخیر ماده ۲۳۴ ق. م آن است: «اقدام یا عدم اقدام به فعلی بر یکی از متعاملین یا بر شخص خارجی شرط شود». عمل و کاری که موضوع شرط قرار میگیرد ممکن است حقوقی یا مادی باشد. تفاوتی ندارد که یک عمل قضایی (حقوقی) مانند یکی از عقود، موضوع شرط باشد، مانند شرط وکالت ضمن عقد نکاح، یا یک عمل مادی مانند ساختمان بنا یا کشیدن یک نقاشی موضوع شرط باشد، اینها صورت مثبت دارند. گاه ممکن است عمل قضایی یا مادی، صورت منفی داشته باشد. مانند شرط عدم اجاره مجدد عین مستاجره (شرط فعل حقوقی منفی) یا عدم بنای ساختمان در ملک(شرط فعل مادی منفی).
شرط فعل حقوقی غیر از آنکه میتواند مثبت و منفی باشد، میتواند بصورتی باشد که انجام یک عمل حقوقی معین و مشخص مد نظر باشد یا میتواند به صورتی باشد که انجام یک عمل حقوقی کلی مورد تراضی قرار گیرد.
مثلاً در ضمن عقد لازمی اجاره دادن خانهای معین، یا اعطاء وکالت به دیگری یا فروش ساختمانی شرط می شود ، اینها شرط انجام عمل حقوقی معین هستند.
گاهی در ضمن عقد لازمی ، یک طرف تعهد میکند یکی از ساختمانهای خود را اجاره دهد (عمل حقوقی کلی). اینها همگی انواع شرط فعل هستند که تخلف از انجام این شروط از سوی مشروط علیه می تواند تبعاتی را برای او، بدلیل این تخلف به بار آورد.
ب) شرط فعل حقوقی کلی
ممکن است در معامله، انجام یک عمل حقوقی کلی شرط شود مانند رهن دادن یا فروش یکی از چند آپارتمان مشروط علیه و غیره، به طوری که اراده مشروط علیه در تعیین مال دخیل باشد. در صورت امتناع مشروط علیه از انجام شرط، مشروط له به استناد خیار تخلف از شرط میتواند معامله را فسخ نماید (م۳۷۹ و۲۴۱ ق. م). اما در اینگونه شروط، به عنوان مثال، مطلق رهن دادن یا فروش شرط است. لذا اولا معلوم نبودن مورد تعهد به رهن سبب مجهول شدن مورد شرط مجهول نیست ، ثانیا بر فرض مجهول بودن نیز، شرط صحیح است زیرا دلیلی نداریم که مورد شرط باید مانند مورد عقد معلوم باشد. بنابراین قرارداد و شرط ضمن آن صحیح است.(شهیدی، ۱۳۸۶) از اینرو در صورت عدم انجام تعهد از سوی متعهد، قرارداد اصلی صحیح است و برای مشروط له حق فسخ قرارداد ایجاد می گردد.
نکته دیگر آنکه، در چنین مواردی تعیین مال مورد رهن، یا تملیک یکی از چند پلاک زمین ، عملی است که انجام آن از جانب غیر مشروط علیه امکان ندارد.(شهیدی، ۱۳۸۲) ماده ۳۷۹ ق. م. در این زمینه مقرر می دارد: «اگر مشتری ملتزم شده باشد که برای ثمن ضامن یا رهن بدهد و عمل به شرط نکند بایع حق فسخ خواهد داشت…. »، در این مورد دادگاه می تواند به ولایت از ممتنع مالی را که ارزش آن برابر است با آنچه مشروط علیه در اثر معامله مشغول الذمه میشود از اموال ملتزم در این مورد به رهن مشروط له بدهد. (همان) در نقد نظر مذکور باید گفت این نظر مبنای قانونی ندارد چون مطابق قانون برای دادگاه چنین حقی در نظر گرفته نشده است .
پ) متعذر شدن انجام شرط
در مواردی که انجام شرط لزوماً باید با کمک دیگری انجام گیرد مانند ضامن دادن، فروش مال غیر (که رضایت مالک ضرورت دارد) و موارد مشابه به دلیل عدم انجام شرط یا امتناع مشروط علیه از انجام تعهد، مشروط له حق فسخ معامله را خواهد داشت (م. ۲۴۳ ق. م.). زیرا معرفی ضامن یا فروش مال غیر بدون رضایت مالک، از مواردی است که به تنهایی از سوی مشروط علیه ممکن نبوده و همکاری شخص دیگری غیر از وی را نیز لازم دارد. در واقع با امتناع مشروط علیه یا ثالث، شرط غیر مقدور شده و نظر به ممتنع شدن شرط، حق فسخ برای مشروط له ایجاد میگردد.[۹]
۱-۳-۲-۲- صحت و فساد شروط
می دانیم که شروط به اعتباری به صحیح و باطل قابل تقسیم اند. فایده بیان این تقسیم، آن است که گاه فساد یا صحت شروط میتواند بر عقد اصلی تاثیر گذار باشد. از اینرو اگر شرطی باطل باشد دیگر بحثی از ضمانت اجرای آن به میان نمی آید.
لذا این گفتار در ابتدا به شرایط صحت شروط و سپس به شروط باطل، اقسام آن و سرایت فساد شرط به عقد اختصاص می یابد.
الف) شرایط صحت شرط در فقه
در فقه ، شرایط صحت شروط تحولاتی را پیموده است و بیشتر اختلافاتی که در این خصوص وجود دارد صوری است. اما در اکثر کتب فقهی دیده می شود که اگر شرط:
۱ – مخالف کتاب و سنت نباشد.
۲ – به جهالت در مبیع و ثمن منتهی نگردد.
۳ – مخالف با مقتضی عقد نباشد.
۴ – غیر مقدور نباشد، جایز شمرده می شود.
ب) شروط باطل
شروطی که یکی از شرایط صحت مذکور در گفتار اول را دارا نباشند شرط باطل

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

نامیده می شوند. شرط فاسد گاه ممکن است موجب فساد عقد شده و مفسد آن گردد و گاه تنها خودش باطل است و صدمه ای به صحت عقد نمیزند.
قابل ذکر است شرط باطل ، لازم الوفا نیست و امکان اجبار مشروط علیه به انجام مفاد آن نیز بدلیل عدم مشروعیت و بطلان شرط وجود ندارد و حتی بر مشروط علیه واجب و لازم نیست به شرطی که باطل و غیر مشروع است وفا نماید. در این خصوص برخی بر این عقیده اند که: (علامه، ۱۳۷۵) اگر وفای به شرط نشود، از جهت اینکه شرط داخل در ثمن است مشروط له مغبون میشود و جعل خیار برای مشروط له در این مورد به واسطه دفع ضرر ناشی از عدم انجام مورد اشتراط است و مدرک آن حدیث لاضرر می باشد. بر این اساس از آنجا که ضرر بایستی جبران شود در راستای دفع ضرر از ناحیه بطلان شرط، خیار به نفع مشروط له جعل گردیده است.
برخی دیگر می گویند: جعل خیار ناشی از مخدوش بودن رضایت اولیه نسبت به عقد می باشد، زیرا طرفین در صورت اجتماع عقد و شرط آنرا انشاء نموده و رضایت داده اند و با تعذر شرط رضایت یک طرف نسبت به عقد مخدوش می شود و از این حیث خیار به وجود می آید.(همان)
قانون مدنی در مورد جعل خیار برای مشروط له در قبال شروط باطل تصریحی ندارد ولی با وحدت ملاک از ماده ۲۴۰ ق. م. که مقرر می دارد: «اگر بعد از عقد انجام شرط ممتنع شود یا معلوم شود که حین العقد ممتنع بوده است، کسی که شرط به نفع او شده است اختیار فسخ معامله را خواهد داشت مگر اینکه امتناع مستند به فعل مشروط له باشد»، یعنی در صورتی که مشروط له عالم به فساد شرط باشد حق فسخ معامله را ندارد. پس می توان نتیجه گرفت که جعل خیار از جانب قانون گذار در مورد عدم ایفای شرط بواسطه بطلان آن، تحت عنوان ممتنع بودن شرط مورد نظر بوده است.
در این گفتار به انواع شروط باطل در چهار بند پرداخته و چگونگی سرایت فساد شرط به عقد را بررسی مینماییم.
الف) انواع شروط باطل
شروط باطل طبق مواد (۲۳۲ و ۲۳۳ ق. م.) عبارات از دو دسته اند:
دسته اول – شروطی که باطلند ولی مبطل عقد نیستند، مانند شرط غیر مقدور یا شرطی که در آن نفع و فایده نباشد و یا شرط نامشروع.
دسته دوم – شروطی که باطلند و موجب بطلان عقد نیز می شوند، مانند شرط خلاف مقتضای عقد یا شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود.
این شروط بدین شرح قابل توضیح می باشند:
۱ – شرط غیر مقدور
غایت هر التزام، اجرای آن است. تعهدی را که نتوان ایفا کرد در عرف امری لغو و بیهوده می شمارند. قانون نیز توانایی بر تسلیم و اجرای تعهد را از شرایط درستی آن تعهد می شمارد . برای مثال اگر بر پزشکی شرط شود که در هر صورت بایستی بیمار را در درمان کند(شهیدثانی، ۱۴۱۰هـ.ق) یا تعهد به فروش حیوان فراری را شرط کند و یا شرط نماید(کاتوزیان، ۱۳۸۸) در ضمن ازدواج بدون طلاق از همسر جدا شود.(کاتوزیان و خویی، ۱۳۸۸)
۲ – شرط بی فایده
منظور از شرط بیفایده شرطی است که در آن هدف معقولی مورد نظر نباشد. مانند آنکه بایع در عقد بیع بر مشتری، گرسنه ماندن را برای مدتی شرط نماید. ملاک مفید بودن شرط بنای خردمندان است.(کاتوزیان، ۱۳۷۹)
۳ – شرط نامشروع
هر شرطی که مخالف کتاب و سنت باشد، فقها آن را جزء شروط نامشروع آورده اند و برخی از حقوق دانان شروط نامشروع را مطابق ماده ۲۳۲ ق . م . به دو گروه تقسیم نموده اند:
۱ – شرط خلاف قانون و شرع، مانند اینکه در عقد نکاح شرط شود که مرد به همسر و فرزندان خود انفاق ننماید. (همان)
۲ – شرط خلاف اخلاق و نظم عمومی، مانند تعهد یک فرد به سوء رفتار با خانواده اش یا محروم کردن فرزندش از تحصیل و تربیت.
۴ – شرط خلاف مقتضای عقد
در مورد مقتضای عقد، بین فقها و حقوق دانان نظرات متفاوتی وجود دارد. هر یک از عتما مرجع شناسایی مقتضای عقد را امری دانسته اند. آنچه کم و بیش اکثر علما پذیرفته اند این است که «مقتضا» آن چنان به ماهیت عقد وابسته و ملازم با آن است که اگر از عقد گرفته شود، جوهر عقد نیز از دست می رود و در دید عرف یا شرع، موضوعی برای آن باقی نمی ماند. لذا شرطی که جوهر عقد را نفی کند، خلاف مقتضای آن است. مخالفت شرط با مقتضای عقد، ممکن به چند صورت انجام پذیرد:
۱ – مخالف با مضمون یا مفاد اصلی عقد داشته باشد، یعنی موضوعی که بر تراضی انشاء شده است . مثلاً در نکاح شرط شود که شوهر حق ندارد با همسرش رابطه جنسی داشته باشد یا در عقد اجاره شرط شود که مبادله منفعت و عوض صورت نگیرد .
۲ – گاه شرط با مفاد عقد و قصد مشترک ، تعارض ندارد، لیکن احکامی را که قانونگذار از اسباب و لوازم تحقق آن مفاد قرار داده است ، نفی می کند ، مثلاً اگر شرط شود که در وقف، مال موقوفه هیچگاه به تصرف موقوف علیه داده نشود این شرط با اسباب و لوازم وقف تنافی دارد.

  • user11 11
۲۱
اسفند

در مرزباننامه گونهای از افعال به کار رفته که همهی صیغههای ششگانهاش صرف نمیشود و موارد استعمال آنها چنان است که بر شخص معینی نسبت داده نمیشود. این گونه افعال به صیغهی مصدر کوتاه (مرخم) نیز بسیار رایج است. از جمله: بایستن، شایستن، توانستن و….، فرشیدورد در تعریف این دسته از افعال چنین آورده است: «فعلهای بیضمیر: بعضی افعال ضمیر فاعلی ندارند و ضمیری در آنها مستتر است که علاوه بر آنها که دیدیم عبارتنداز: میتوان و بتوان و نتوان و نمیتوان که افعال بیشخصند.» (فرشیدورد، ۱۳۸۳: ۷۴)
افعال غیر شخصی به کار رفته در مرزباننامه حدود ۴% میباشد که با فعلهای شبه کمکی توانستن، بایستن و شایستن ساخته شدهاند. فعل کمکی توانستن با کارکرد ۵۸% بیشترین کاربرد و بایستن ۳۸% و شایستن با کارکرد ۴% کمترین کاربرد را دارد.
اهل این ولایت زمان انقیاد خویش به دست فرمان من چرا دادند و دست استیلا و استعلاء من بر مملکتی که به شمشیر آبدار و سنان آتش بار و لشکرهای جرار طرفی از آن نتوان گشود، چگونه گشادند. (۲/۱۱۲)
بدانکه از معظمات وقایع جز به رنج و مثابرت ذّل و مکابرت با گردش ایام بیرون نتوان آمد. (۲/۱۱۴)
لیکن میخ مؤالفت و مؤانست یک ساله که در آن موطن به دامن او فرو برده بودند، دشوار توانست بر آوردن. (۲/۱۱۹)
اگرچه من به رسن اعتماد و اعتصام تو از چاه برآمدم، آدمی را به رسن دیو فرا چاه نباید رفتن، آنچه حقیقت حال است، صریح میباید گفت. (۶/۱۵۵)
اسراف در بذل مال که او به حقیقت بندگان خدای را نگهبان اموال است و تصرف در مال خود به اندازه شاید کرد فخاصّهً در مال دیگران. (۳/۴۷)
میباید دانست که پادشاه را دشمن دو گونه بود یکی ضعیف نهانی دوم قوّی آشکارا.(۲/۷۴)
آنچه به شمشیر نتوان برید، عقدهی خویشی است. (۳/۵۰)
۲-۴- کاربرد وجه افعال در مرزباننامه
فعل با توجه به اینکه وقوع آن به صورت مسلّم و قطعی مطرح شود یا اینکه به صورت نامسلّم یا احتمال، آرزو و الزام مطرح شود، دارای صورت و وجه خاصی است. در این مورد فرشیدورد چنین میفرمایند:
«وجه فعل، صورت یا جنبهای از آن است که بر اِخبار و احتمال و امر و آرزو و تمنّی و تأکید و امید (ترجّی) و بعضی امور دیگر دلالت میکند.
امروزه پنج یا شش وجه برای فعل داریم؛ سه یا چهار وجه متصرّف و اصلی و دو وجه غیر متصرّف. وجه متصرّف عبارتنداز: ۱- وجه اخباری، ۲- وجه التزامی، ۳- وجه امری، ۴- وجه تأکیدی. دو وجه غیر متصرّف عبارتنداز: وجه مصدری و وجه وصفی.» (فرشیدورد، ۱۳۸۳: ۷۷)
در این فصل از پایان نامه به بررسی وجه اخباری، التزامی، امری، تأکیدی، مصدری، وصفی، و شرطی افعال میپرداریم.
بررسی وجوه افعال در صفحات ۶ تا ۸ هر باب مرزباننامه بیانگر این است؛ وجه اخباری حدود ۵/۵۶%، وجه التزامی ۵/۳۵% ، وجه امری ۲%، وجه وصفی ۱%، وجه مصدری ۴% و وجه تأکیدی ۱% در مرزباننامه به کار رفتهاند. تعریف انواع وجه به جز وجه شرطی بر اساس نظر فرشیدورد (ص:۲۹۵-۲۹۷) ارائه میگردد. شواهد از این گونهاند:
۲-۴-۱- کاربرد وجه اخباری در مرزباننامه
وجه اخباری آن است که واقع شدن یا واقع نشدن فعل را با قطعیت و یقین بیان کند و اسناد در آن قابل صدق و کذب باشد. «می» را امروز میتوان از نشانه های لفظی وجه اخباری گرفت، اما همه فعلهای وجه اخباری این پیشوند را ندارند، مانند: رفت و رفته است.
زواهر علوی را با جواهر سفلی در یک رشته ترتیب وجود او کشید. (۳/۴)
آنگه کتاب مرزبان نامه که از زبان حیوانات عُجم وضع کردهاند. (۱/۲۰)
مرا سینهی امل از شرح این سخن منشرح شد. (۶/۲۱)
سورت خمار واقعه را به کاس استیناس ایشان تسکینی میدادم. (۶/۳۰)
بر خیل فصحا زمانه و در آن میدان که او سه طفل بنان را بر نیپاره سوار کردی. (۴/۱۶)
زوایای آن همه بگردیدم و خبایای اسرار آن به نظر استبصار تمام بدیدم. (۱/۲۲)
و به ورود نتایج فکر او که وقتی به اصفهان به خدمت صدر سعید الدین خجندی فرستاده بود. (۲/۱۲)
دانای آشکار و نهان داند. (۶/۲۳)
جمال این سخن را نصّ کلام ازلی از منصّه صدق جلوه گری میکند. (۴/۴۷)
بر در پادشاهی خواهیم زد. (۱/۱۰۷)
۲-۴-۲- وجه التزامی
وجه التزامی آن است که فعل بر امور احتمالی از قبیل: خواست، آرزو، میل، امید، دعا، شرط، شک و لزوم و مانند آنها دلالت کند.
در مرزباننامه بعد از وجه اخباری بیشترین کاربرد را وجه التزامی دارد که حدود ۵/۳۵% از افعال را این وجه به خود اختصاص داده است.
دعا: مبارک باد ترا جفتی که از هنر پیشگان عالم طاق است. (۸/۲۰۷)
الزام: پادشاه بی مقدمات تدبیر چون تیر تقدیر بود که از قضیه مشیت بیرون رود. (۷/۴۷)
دعا: ایزد، تعالی سلک احوال جهانیان به واسطه رای جهان گشای خداوند، صاحب اعظم، معین الاسلام و المسلمین منظوم داراد. (۱/۱۷۵)
تنبیه: مبادا که قضیه حال تو معکوس شود. (۳/۲۴۸)
شرط: اگرچه دیو از اشرار خلق خدا است و او صد هزار سالک راه حقیقت را در چاه ظلام خیال افکنده باشد. (۳/۱۴۵)
هر روز ده ماهی شیم از سیم ده دهی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

و برف دی مهی سپیدتر و پاکیزهتر بر همین جایگاه و همین ممّر بگذارنم تا یکایک میگیری[بگیری] و به مراد دل به کار میبری[ببری]. (۷/۳۶۳)
یادآوری: در این مثال «می» نشانهی وجه التزامی است.
۲-۴-۳- وجه امری در مرزباننامه
وجه امری یا فعل امر آن است که بر طلب یعنی فرمان، خواهش، خواست و تمنّا دلالت کند.
کارکرد وجه امری در مرزباننامه بسیار اندک است که ۲% از افعال را شامل میشود.
فرمان: به افتضاض این عُذرت مشغول باش و هیچ عذر پیش خاطر منه. (۳/۲۱)
خواهش: اکنون که تمکین سخن گفتن فرمودی، حسن استماع مبذول فرمای. (۱/۴۵)
اندرز: و گفتهاند: سپاس دار باش تا سزاوار نیکی باشی و بردبار شو تا ایمن شوی و داد از خویشتن بده تا داورت به کار نیاید و از خود به هر آنچه کنی، راضی مشو تا مردمت دشمن نگیرند. (۵/۹۸)
برخیز و میرو[برو] آسوده و سبک بار. (۷/۵۰۹)
یادآوری: «می» نشانهی وجه امری است.
۲-۴-۴- وجه تأکیدی در مرزباننامه
وجه تأکیدی بر تأکید و خواست و فرمان دلالت میکند و امروز با «باید» و «لازم است» و مترادفهای آنها میآید.
بررسی افعال صفحات ۴۴ هر یکصد صفحه مرزباننامه بیانگر این است که وجه تأکیدی در مرزباننامه بسیار اندک به کار رفته در حدود ۱% که با «باید» و «لازم آید» آمده است.»
اتّحاف کتاب من بنده را به چنین خداوندی میباید. (۱/۲۷)
اکنون از هرچ داعیه مصلحت املا میکند، اوعیهی ضمیر بباید پرداخت. (۵/۴۴)
و میباید دانست که مزاج اهل روزگار فاسد گشتست. (۱/۵۶)
و پادشاه را به همه حال سبیل رشاد و سنن اعتیاد پدران نگه باید داشت. (۵/۶۸)
میباید دانست که پادشاه را دشمن دو گونه یکی ضعیف نهانی، دوم قوی آشکارا. (۱/۷۴)
اگرچه میان ما سابقهی صحبتی و رابطه الفتی نرفته است و هیچ حقی از حقوق بر تو متوجه ندارم که بدان وجه ترا لازم آید به تدارک حال من ایستادگی نمودن. (۷/۱۲۵)

  • user11 11
۲۱
اسفند

 

  • معین محمد ، فرهنگ معین، پیشین، ج ۳، ص ۳۹۳ ↑
  • Fitzgerald patrick and mark Leopold,stranger on the line, the secret history of phone tapping,blodely head,1987, P. 95 ↑
  • Kikelly, Ursula, the pliant to respect for private a family life, human right, hand book, No 1, council of 2001, P.20. ↑
  • Av france jughexent of 23/Nov , 1993 ↑
  • Halford V. the unkingdom, Judgement of, 25/Jun/1997 ↑
  • HRC, General eoment, No 16, Para, 8 ↑
  • . مجموعه اسناد بین المللی حقوق بشر، قسمت اول، اسناد جهانی، زیر نظر اردشیر امیر ارجمند، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۷۸، ج ۱، ص ۲۸۱ الی ۳۱۰ ↑
  • Coolder V. the united kingdom, jughement, of 17 June, 1971 ↑
  • Campbell V. the united kingdom, jughement, of 25, mars, 1992 ↑
  • . Schonen beraer, Dumaz V. Switzerland, Judgment of 20/june/1998 ↑
  • . Angel Estrella V. Urguy, 74/8, ↑
  • دزیانی محمد حسن، ، حقوق سایبر و جرائم سایبری، تهران، معاونت آموزش قوه قضائیه، ۱۳۷۸، ص ۴ ↑
  • ماده ۵۹ قانون تجارت الکترونیک. ↑
  • اصلانی حمیدرضا ، حقوق فن آوری اطلاعات، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۴، ص ۲۳۶-۲۳۷ ↑
  • انصاری باقر ، حقوق حریم خصوصی، پیشین، ۲۸۸-۲۸۷ ↑
  • مهرپور، حسین، حقوق بشر در اسناد بین المللی و موضع جمهوری اسلامی ایران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۴، ص ۴۵۱ ↑
  • انصاری باقر ، حقوق حریم خصوصی، پیشین، ص ۲۸۹ ↑
  • . تدین عباس ، اصل مشروعیت تحصیل دلیل در آئین دادرسی کیفری ایران و فرانسه، پایان نامه دکتری جزاء و جرم شناسی، شهید بهشتی، ۱۳۸۷، ص ۵ ↑

 

پایان نامه حقوق

 

  • . مولانا، حمید، الگوی مطبوعات و رسانه ای اسلامی، پیشین، ص ۳۵ ↑
  • انصاری باقر، حقوق حریم خصوصی، پیشین، ص ۲۹۸ ↑
  • محسنی فرید ، حریم خصوصی اطلاعاتی، پیشین، ص ۵۰۶ ↑
  • متاسفانه لایحه حمایت از حریم خصوصی با وجود طرح در کمیسیون های فرهنگی، آموزشی و … به تصویب نمایندگان ملت نرسید. ↑
  • تدین، عباس، پیشین ، ص ۷ ↑
  • محسنیان، سید علی، پیشین، ص ۱۸ ↑
  • معاونت آموزش و تحقیقات دادگستری تهران، مجموعه دیدگاه های قضایی قضات دادگستری استان تهران، و جلد دوم، چاپ دوم، انتشارات دادیار، ۱۳۸۳، ص ۵۶ ↑
  • نوری محمدعلی ، رضا نجوانی، حقوق تجارت الکترونیکی: ، گنج دانش، ۱۳۸۲، ص ۲۴۷ ↑
  • فلسفی، هدایت اله، جایگاه بشر در حقوق بین الملل معاصر، مجله تحقیقات حقوقی، ش ۱۸، ۱۳۷۵، ص ۲ ↑
  • محسنی فرید ، حریم خصوصی اطلاعاتی،پیشین، ص ۵۱۰ ↑
  • انصاری، باقر، حریم خصوصی، پیشین، ص ۳۰۵ ↑
  • همان، ص ۳۷ ↑
  • اصلانی حمیدرضا ، حقوق و فناوری اطلاعات، ص ۳۰۲-۳۰۱ ↑

 

نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات

 

  • آخوندی محمود ، آیین دادرسی کیفری، پیشین، ج ۴، صفحه ۱۸۳ ↑
  • انصاری باقر ، حقوق حریم خصوصی، پیشین، ص ۶ ↑
  • مدنی، سید جلال الدین، پیشین، ص ۵۴ ↑
  • خالقی، علی، آیین دادرسی کیفری، تهران، انتشارات شهر دانش، چاپ هشتم، ۱۳۸۹، ص ۷۸ ↑
  • آشوری محمد ، آیین دادرسی کیفری، پیشین، ج ۲، ص ۱۳۲ ↑
  • مواد ۹۹ و ۱۰۳ لایحه حریم خصوصی ↑
  • رئیس قوه قضائیه در اقدامی مناسب در بخشنامه شماره ۱۴۷۲۰/۱۸۱-۶/۸/۱۳۸۱ برخودداری دادرسان از صدور دستورهای شفاهی تاکید کرده است ↑
  • خالقی ،علی، آیین دادرسی کیفری ، پیشین،ص ۹۸ ↑
  • همان، ص ۱۰۰٫ ↑
  • کریمی، عباس، ادله اثبات دعوا ، تهران ، انتشارات مجد، ۱۳۸۷،ص۱۳و۱۴٫ ↑
  • صدرزاده،محسن ،افشار ، ادله اثبات دعوی در حقوق ایران ، تهران ، مرکز نشر دانشگاهی ،جلد۴ ،۱۳۸۵ ، ص۱۱٫ ↑
  • صدرزاده، افشار ، ادله اثبات دعوی در حقوق ایران ، پیشیین ، ص ۱۲ ↑
  • همان ↑
  • نظریه مورخ ۱/۴/۱۳۴۴ کمسیون مشورتی آئین دادرسی کیفری : ایران ارباطی ،۹۶:۱۳۸۶٫ ↑
  • خزایی منوچهر، جزوه آیین دادرسی کیفری، تهران، دانشکده حقوق شهید بهشتی، ۱۳۷۲، ص۷۸ ↑
  • جعفری عباس، «بررسی حق حریم خصوصی»، ماهنامه تعالی حقوق، سال اول، ش ۲، ۱۳۸۵، ص ۴۰ ↑
  • صدر زاده افشار ، ادله اثبات دعوا، پیشین، ص ۱۲ ↑
  • صانعی یوسف، استفتائات قضایی، کلیات قضا- جزییات، تهران،نشر میزان، ۱۳۸۴، ص ۶۱ ↑
  • فرخشه، علی، تحصیل دلیل در حقوق کیفری، ماهنامه دادرسی، س ۱۰، ش ۵۷، ۱۳۸۵، ص ۵۰ ↑

 

  • user11 11
۲۱
اسفند

هویت و شهرت سازمان اثرات مستقیمی برروی عملکرد و بازدهی کارکنان دارد و متعاقبا بر بهره وری و کارایی سازمان مورد توجه مدیران قرار گرفته است. اخیراً به نقش اخلاق مداری و جو اخلاقی حاکم بر سازمان و رابطه آن بر شهرت و هویت سازمان بسیار توجه شده است. فضای اخلاقی یکی از عوامل اصلی شکل دهنده روابط درون سازمانی و نگرش های کارکنان است که دارای تاثیر قابل ملاحظه ای برروی نتایج سازمانی است. از طریق بهبود اعتماد بین کارکنان و مدیران و افزایش تعهد کارکنان و در نتیجه پیروی و تبعیت شدید از اصول اخلاقی، کارکرد سازمانی افزایش می یابد. کارکنانی که سازمانشان را اخلاقی ادراک می کنند و همچنین ادارک می کنند که سازمان نسبت به آنها منصفانه و عادلانه برخورد می کند، بیشتر می توانند به مدیران و سازمان خود اعتماد کنند و به آنها پایبند و متعهد باشند. از این طریق می توانند بر هویت و شهرت سازمان موثر باشند.
به این منظور پرسشنامه ایی مشتمل بر مولفه های جو اخلاقی و هویت سازمان و شهرت سازمان، بین کارکنان استانداری یزد توزیع و نتایج حاصل از آن بررسی شد، ۶۰٫۵ درصد پاسخ دهندگان را مردها و تنها ۳۹٫۵% از پاسخ دهندگان را زنان تشکیل می دهند. سطح تحصیلات اکثر پاسخ دهندگان، لیسانس (۴۳٫۴%) می باشد . رده سنی اغلب افراد پاسخ دهنده کمتر از ۳۰ سال (۴۱٫۴%) می باشد.
ابعاد اخلاق مداری در میان زنان و مردان تفاوت معناداری نشان نداد . اخلاق مداری با سن نیز ارتباط معناداری نداشت اما با سطح تحصیلات ارتباط معنادار مشاهده شد.
در ادامه برای فهم بهتر نتایج بحث را با بررسی سوالات تحقیق دنبال می کنیم.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

۵-۲ بحث و نتیجه گیری

 

۵-۲-۱نتایج فرضیه یک :

بین دلبستگی و علاقه به کار و شهرت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به مقدار p value ارتباط معناداری بین دلبستگی به کار و شهرت سازمانی مشاهده شد. این بدان معنا ست که دلبستگی کارکنان به کار با شهرت سازمان ارتباط مستقیم دارد و هرچه علاقه مندی و دلبستگی کارکنان به کار افزایش یابد ، شهرت سازمان نیز افزایش می یابد.
شهرت سازمان از دو لایه اصلی تشکیل شده است. نخستین لایه،( ارزشها و باورها) لایه ای است که نمایشگر نمادهای ملموس مانند طرز پوشش، شهرت، مراسم، تشریفات، اسطوره ها و افسانه هاست. لایۀ دیگر شهرت سازمانی، لایۀ پایه ای و یا شالودۀ اساسی شهرت سازمان است که به ارزشهای زیربنایی، مفروضات، باورها و فرآیندهای فکری افراد و گروه های سازمانی اشاره دارد. این لایه درواقع شهرت راستین سازمان را تشکیل می دهد. عوامل تشکیل دهندۀ شهرت سازمان عبارت اند از : هنجارها ، سنتها و تشریفات ، و مفروضات.
بنابراین هرچه دلبستگی به کار در کارمندان توسعه یابد نخستین لایه شهرت سازمان که همانا ارزش ها و باورهای کارکنان است گسترده تر خواهد شد.
یافته های این پژوهش با یافته های پژوهش آیلا(۲۰۱۲) و شافر(۲۰۱۳) همسو می باشد.

۵-۲-۲نتایج فرضیه دو :

بین روابط سالم و انسانی در محل کار و شهرت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به مقدار p value ارتباط معناداری بین روابط سالم و انسانی در محل کار و شهرت سازمانی مشاهده شد. این بدان معنا ست که روابط سالم و انسانی در محل کار با شهرت سازمان ارتباط مستقیم دارد و هرچه روابط بین کارکنان سالم تر و حرفه ایی تر باشد ، شهرت سازمان نیز افزایش می یابد.
عامل مهم دیگری که در ایجاد و تکوین شهرت سازمانی مهم است، روابط سالم و انسانی در محل کار است. از طریق این روابط افراد جای خود را در سازمان باز می کنند. یاد می گیرند که چگونه جذب سازمان شوند، با هنجارها و استانداردهای سازمان آشنا شوند و شهرت مناسب را فرا گیرند. روابط سالم و انسانی در سازمانها به صورت آموزشهای توجیهی و قبل از خدمت و آموزشهای حین خدمت می باشد و یا گاهی افراد خود به تدریج هنجارها و شهرتهای مناسب را تشخیص می دهند و به تدریج به آنها خو می گیرند. که در حالت اول آموزش به شکل رسمی و در حالت دوم به شکل غیر رسمی می باشد. موفقیت در روابط سالم و حرفه اییدر سازمان اثرات زیادی بر ماهیت شهرت سازمان و نوع هنجارهای غالب در سازمان دارد.
یافته های این پژوهش با یافته های پژوهش گلدبرگ،۲۰۱۰ و کوستووا ۲۰۰۲ همسو است

۵-۲-۳ نتایج فرضیه سه :

بین پشتکار و جدیت در کار و شهرت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به مقدار p value ارتباط معناداری بین پشتکار و جدیت در کار و شهرت سازمانی مشاهده شد. این بدان معنا ست که پشتکار و جدیت در کار با شهرت سازمان ارتباط مستقیم دارد و هرچه کارکنان پشتکار وجدیت بیشتری در انجام امور محوله از خود نشان دهند ، شهرت سازمان نیز افزایش می یابد.
در واقع جدیت و پویایی کارکنان در انجام امور محوله و تکریم ارباب رجوع موجب تقویت شهرت سازمان در اذهان عمومی خواهد بود
یافته های این پژوهش با یافته های پژوهش کوانگ،۲۰۱۰ همسو است

۵-۲-۴ نتایج فرضیه چهار :

بین روح جمعی و مشارکت در کار و شهرت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به مقدار p value ارتباط معناداری بین پشتکار و جدیت در کار و شهرت سازمانی مشاهده شد. این بدان معنا ست که پشتکار و جدیت در کار با شهرت سازمان ارتباط مستقیم دارد و هرچه کارکنان پشتکار وجدیت بیشتری در انجام امور محوله از خود نشان دهند ، شهرت سازمان نیز افزایش می یابد.
در واقع جدیت و پویایی کارکنان در انجام امور محوله و تکریم ارباب رجوع موجب تقویت شهرت سازمان در اذهان عمومی خواهد بود
یافته های این پژوهش با یافته های پژوهش موریسینگ،۲۰۱۱ همسو می باشد

۵-۲-۵ نتایج فرضیه پنجم :

بین دلبستگی و علاقه به کار و شهرت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به مقدار p value ارتباط معناداری بین دلبستگی به کار و هویت سازمانی مشاهده شد. این بدان معنا ست که دلبستگی به کار با هویت سازمان ارتباط مستقیم دارد و هرچه دلبستگی به کار بیشتری از خود نشان دهند ، هویت سازمان نیز افزایش می یابد.
هویت سازمانی به وسیله اینکه چگونه اعضا نسبت به سازمان فکر و احساس می کنند، به وجود می آید. سانتوز تعهد حرفه ای را احساس هویت و وابستگی نسبت به یک شغل و حرفه خاص می داند که تعهد حرفه ایی جز با دلبستگی و علاقه به کار دست یافتنی نیست .وی بر تمایل و علاقه به کار در یک حرفه به عنوان تعهد حرفه ای تأکید می کند هویت شرکت و نشان شرکت هم از اینکه چطور مشتریان، سرمایه گذاران و مردم دیگر در بیرون سازمان از هویت درک می کنند، به وجود می آید.
یافته های این پژوهش با یافته های پژوهش مون،۲۰۱۴ همسومی باشد

۵-۲-۶ نتایج فرضیه ششم :

بین روابط سالم و انسانی در محل کار و هویت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به مقدار p value ارتباط معناداری بین روابط سالم و انسانی در محل کار و هویت سازمانی مشاهده شد. این بدان معنا ست که روابط سالم و انسانی در محل کار با هویت سازمان ارتباط مستقیم دارد و هرچه روابط بین کارکنان سالم تر و حرفه ایی تر باشد ، هویت سازمان نیز ارتقا می یابد.
ایجاد ارتباط داخلی با کارمندان در چار چوب روابط سالم و انسانی اثر بسیار قوی بر هویت سازمانی دارد چنانچه تئوری پردازان سازمانی، هویت سازمانی را به عنوان تجربه ها، احساسات و ایده هایی که کارمندان از سازمان دارند، معرفی می کنند در حالی که مفاهیمی نظیر هویت شرکت و نشان شرکت، اعتبار و تصویر درونی و بیرونی آن را در نظر نمی گیرند. هویت سازمان می تواند از راه ساختار سازمان، محصولات و خدمات آن، شیوه ای که آن سازمان محیط خود را شکل می دهد و شیوه ارتباطات و رفتار آن، درک و تجربه شود. این عوامل بر روی چگونگی نگرش افراد نسبت به سازمان تاثیر می گذارند.
یافته های این پژوهش با یافته های پژوهش کلارک،۲۰۱۰ همس می باشد

۵-۲-۷ نتایج فرضیه هفتم :

بین پشتکار و جدیت در کار و هویت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به مقدار p value ارتباط معناداری بین پشتکار و جدیت در کار و هویت سازمانی مشاهده شد. این بدان معنا ست که پشتکار و جدیت در کار با هویت سازمان ارتباط مستقیم دارد و هرچه کارکنان پشتکار وجدیت بیشتری در انجام امور محوله از خود نشان دهند ، هویت سازمان نیز افزایش می یابد.
در واقع جدیت و پویایی کارکنان در انجام امور محوله و تکریم ارباب رجوع موجب تقویت هویت سازمان به عنوان یک سازمان پویا و فعال و پیشرو در ارائه خدمات در اذهان عمومی خواهد بود
یافته های این پژوهش با یافته های پژوهش مون ،۲۰۱۴ همسو می باشد

  • user11 11
۲۱
اسفند

۴-۲-۱: بیمه تامین اجتماعی
امنیت فردی و اجتماعی و جست و جوی بی وقفه آن، همواره یکی از خصوصیات ذاتی بشر بوده است. شیوه های تامین امنیت از دیرباز تاکنون دستخوش تغییر و تحول بسیاری شده است. مردم پیوسته کوشیده اند خود و خانواده خویش را از تهدیدها و پیشامد های ناگوار مانند حوادث و سوانح، بیماری ها و دیگر خطرات مصون دارند. شواهد تاریخی نشان می دهد که اغلب، بروز این بحران ها، بیشترین فشار را بر اقشار آسیب پذیر وارد نموده و آثار ناگواری را بر وضعیت اقتصادی و معیشتی آنان بر جای می گذارد.
در این راستا تامین اجتماعی به مثابه ابزار توزیع مجدد درآمدها، مظهر استقرار و تضمین امنیت و عدالت اجتماعی و موجب آرامش خاطر و عزت نفس در افراد، می تواند نقش بسزایی در حمایت از مردم در برابر تمامی مخاطرات ناشی از بحران های اقتصادی و اجتماعی ایفا نماید، به نحوی که امروزه به جهت اهمیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی، از آن نه تنها به عنوان ابزار و بستر توسعه، بلکه به عنوان یکی از اهداف توسعه پایدار نام می برند.
فعالیت بیمه های اجتماعی در ایران با تشکیل صندوق احتیاط کارگران شبکه راه آهن کشور در سال ۱۳۱۰ پایه ریزی شد گسترش شمول حمایت های بیمه ای منجر به تصویب لایحه بیمه کارگران در ۲۹ آبان ۱۳۲۲ و سپس تصویب لایحه بیمه های اجتماعی کارگران در سال ۱۳۳۲ و آغاز به کار سازمان بیمه های اجتماعی کارگران شد.
سازمان بیمه های اجتماعی کارگران در سال ۱۳۴۲ بنا به پیشنهاد وزارت کار و امور اجتماعی و تایید هیات وزیران وقت به سازمان بیمه های اجتماعی تغییر نام یافت و در نهایت در تیر ماه ۱۳۵۴ با گسترش یافتن دامنه پوشش و شمول تعهدات آن و ادغام برخی سازمان های بیمه های اجتماعی دیگر، سازمان تامین اجتماعی تشکیل شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تعمیم و گسترش تامین اجتماعی برگرفته از اصل ۲۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر برخورداری آحاد مردم از مزایای تامین اجتماعی به عنوان حقی همگانی سرلوحه کار قرار گرفت. در آذر ماه سال ۱۳۵۸، ضمن واگذاری اداره امور بیمارستان ها و درمانگاههای تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی به وزارت بهداری و بهزیستی (با حفظ ملکیت سازمان) مقرر گردید تا ۹ درصد ار حق بیمه های وصولی سازمان بابت درمان نیز در اختیار این وزارتخانه قرار گیرد. این وضعیت تا سال ۱۳۶۹ ادامه یافت تا آنکه در این سال با تصویب ماده واحده ای، اداره واحدهای درمانی و تامین خدمات درمانی مورد نیاز بیمه شدگان مجددا به عهده سازمان تامین اجتماعی قرار گرفت.
در اوایل سال ۱۳۸۳ قانون نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و سازمان تامین اجتماعی به عنوان رکن اساسی نظام بیمه ای کشور مرتبط به این وزارتخانه و همسو با سیاست های کلان نظام جامع تامین اجتماعی به ادامه فعالیت می پردازد.
جمعیت تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی شامل حدود یازده و نیم میلیون نفر بیمه شده اصلی و بیش از ۲/۲ میلیون نفر مستمری بگیر (بازنشسته، ازکارافتاده و بازمانده) است که با احتساب افراد تحت تکفل آنها، بالغ بر ۳۶ میلیون نفر می شود.
این تعداد در بر گیرنده دو سوم جمعیت شهرنشین و ۴۶ درصد جمعیت کل کشور شامل بیمه شدگان اجباری، حرف و مشاغل آزاد، رانندگان، بیمه بیکاری و بیمه شدگان اختیاری و افراد تحت تکفل آنان است.
۴-۲-۲ : بیمه خدمات درمانی
در آبان ماه سال ۱۳۷۳ قانون بیمه همگانی خدمات درمانی کشور از سوی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید که متعاقب آن سازمان بیمه خدمات درمانی در کشور تشکیل شد. هدف این سازمان رفع نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبتهای پزشکی درحوادث و سوانح به صورت بیمه همگانی برای کارمندان دولت و بیمه شدگان اختیاری می باشد. این سازمان با عقد قرارداد با کلیه بیمارستان ها و مراکز بهداشتی درمانی دولتی، برخی بیمارستانها، درمانگاهها، آزمایشگاه ها، داروخانه هاو پزشکان در بخش خصوصی به ارائه خدمات به بیمه شدگان خویش می پردازد. به این شکل که بیمه شدگان هنگام مراجعه به مراکز طرف قرارداد فقط بخشی از هزینه خویش را به عنوان فرانشیز پرداخت کرده و بقیه هزینه را مراکز طرف قرارداد از سازمان بیمه خدمات درمانی اخذ می کنند. این سازمان در قالب پنج صندوق کارکنان دولت، سایر اقش
عکس مرتبط با اقتصاد
ار شامل: مددجویان بهزیستی، خانواده های معظم شهدا، جانبازان، آزادگان، طلاب و دانشجویان، خویش فرمایان که منظور بیمه شدگانی است که با پرداخت حق سرانه کامل و یکجا و بصورت خانوار بمدت یک تا سه سال بیمه درمانی می شوند، خویش فرمایان بستری شهری که شامل بیمه شدگانی است که از اقشار محروم جامعه بوده و تحت پوشش هیچ نوع بیمه درمانی قرار نگرفته باشند، بدون پرداخت حق سرانه و بطور رایگان بیمه می شوند که با دریافت کارت بیمه مربوطه می توانند به بیمارستانهای طرف قرارداد، فقط جهت دریافت خدمات درمانی بستری مراجعه نمایند و روستاییان و عشایر، فعالیت می کند .
شورای عالی بیمه خدمات درمانی با هدف اجرای سیاستگذاری واحد، برنامه ریزی، ایجاد هماهنگی های اجرائی، هدایت، نظارت و ارزشیابی سطح کمی و کیفی خدمات درمانی با ترکیبی از مدیران عامل سازمان های بیمه گر، ریاست سازمان نظام پزشکی ( به نمایندگی از پزشکان کشور )، وزرای بهداشت درمان و آموزش پزشکی ( که با تشکیل وزارت رفاه و تامین اجتماعی این وزارت جایگزین شده است )، کار و امور اجتماعی(وزارت تعاون کا و رفاه اجتماعی جایگزین شده است) و اقتصادی و دارایی و ۲ نفر از نمایندگان مجلس ( به عنوان ناظر ) تشکیل شد. این شورا محل بحث و تصمیم گیری درباره مهمترین موضوعات بیمه خدمات درمانی از جمله سطح خدمات، نرخ حق بیمه، تعرفه خدمات درمانی و چگونگی نظارت بر اجرای بیمه خدمات درمانی است. با وجود این تصمیم گیری در مورد موضوعات یاد شده در هیات وزیران انجام می شود و شورای عالی در این زمینه ها نقش تصمیم ساز برای هیات وزیران را دارد.[۳۴]
پس از تشکیل وزارت رفاه و تامین اجتماعی این سازمان زیر نظر وزارت رفاه قرار گرفت .از طرح های خوب این سازمان طرح پزشک خانواده و نظام ارجاع و بیمه ایرانیان است .
۴-۲-۳: بیمه نیروهای مسلح
با عنایت به تدبیر مورخ ۱۴/۸/۸۱ مقام معظم فرماندهی کل قوا مبنی بر صدور مجوز اجرای ماده ۱۷۴ قانون برنامه سوم توسعه کشور، سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح وابسته به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح تشکیل گردیده است. مستند به اصل ۲۹ قانون اساسی برقراری تأمین اجتماعی در سطح نیروهای مسلح از طریق فعالیتهای بیمه ای، حمایتی و امدادی (با محوریت نظام بیمه ای) هدف این سازمان می باشد.
اهداف تشکیل سازمان:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  • ایجاد انسجام در نظام تأمین اجتماعی نیروهای مسلح
  • صرفه جویی در هزینه های جاری
  • بهبود معیشت و تأمین رفاه هر چه بیشتر افراد تحت پوشش تأمین اجتماعی
  • تمرکز در سیاست گذاری و تصمیم گیری به منظور تأمین خدمات رفاهی و تقویت منزلت اجتماعی نیروهای مسلح

اهداف آرمانی سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح :
۱٫بهبود معیشت و تأمین رفاه هر چه بیشتر افراد تحت پوشش
۲٫توسعه و تعمیم بیمه های درمانی و اجتماعی و خدمات حمایتی و امدادی تا حد پوشش کامل
۳٫توانمندسازی سازمان به جهت خوداتکایی پر قدرت برای انجام کامل مأموریت و تحقق منظور سازمان
۴٫ارتقاء کیفیت خدمات مورد نظر در نظام تأمین اجتماعی نیروهای مسلح
۵٫تقویت و حمایت مؤلفه های عدالت اجتماعی در تعاریف نظام تأمین اجتماعی
چشم انداز:
ارتقاء منزلت اجتماعی و رفاه کارکنان و بازنشستگان نیروهای مسلح به سطح قابل قبولی از رفاه و معیشت و درمان به نحوی که خدمت در نیروهای مسلح موجب افتخار و علاقه مندی آحاد جامعه قرار گرفته و بستر جذب و نگهداری نیروهای خلاق و نخبه کشور در تمام سطوح را فراهم نموده و در نتیجه با توانمند سازی سرمایه های انسانی و با ایجاد اقتدار و قدرت بازدارندگی امید دشمنان در تهاجم به جمهوری اسلامی ایران را به یاس مبدل نماید.
سیاستهای کلی:
•فراهم نمودن دسترسی سهل و آسان بیمه شدگان به خدمات سازمان

  • نظارت بر هزینه ها و تمرکز در منابع در اختیار و رعایت انضباط اقتصادی
  • ایجاد آمادگی لازم برای مدیریت بحرانهای سازمان، حذف کارهای موازی، کوچک سازی و چابک سازی
  • بهینه سازی منابع نیروی انسانی
  • انجام مطالعات و تحقیقات در حوزه تامین اجتماعی
  • ایجاد سیستم های یکپارچه مالی و اطلاعاتی
  • برقراری پوشش بیمه ای برای کلیه املاک، ابنیه، تاسیسات، ماشین آلات و تجهیزات صنعت دفاعی
  • ارتقاء منزلت و معیشت بازنشستگان نیروهای مسلح
  • ایجاد بانکهای اطلاعاتی جمعیت تحت پوشش و خدمات ارائه شده
  • ارتقاء کمی و کیفی در ارائه خدمات بازنشستگی، درمان و بیمه
  • بهره گیری از تجارب و سیاستهای تامین اجتماعی سازمانهای مشابه کشوری و همچنین کشورهایپیشرفته در حوزه های درمانی، بیمه ای
  • بازنشستگی، حمایتی و امدادی
  • تشکیل پرونده سلامت برای آحاد نیروهای مسلح
  • کاهش تصدی گری در امور غیر حاکمیتی از طریق واگذاری خدمات بخشهای عمومی
  • تقویت و توسعه بهداشت پیشگیری در نیروهای مسلح
  • اولویت در پرداخت مطالبات مراکز درمانی نیروهای مسلح در راستای افزایش کمی و کیفی این مراکز
  • تقویت آموزش و تحقیقات از طریق راه اندازی پژوهشکده تحقیقاتی سازمان
  • اجرای نظارت فنی تخصصی بر کلیه خدمات مراکز طرف قرارداد
  • توسعه و گسترش مراکز طرف قرارداد جهت دسترسی آسان بیمه شدگان به خدمات درمانی
  • تعریف سطوح جدیدی از خدمات بیمه مکمل درمان

وظایف و اختیارات:

  • user11 11
۲۱
اسفند

دیگر اضافه کنید و آن این است که وجود را ( واحد با شخص ) بدایند ؛ در این صورت آن وجود بالصرافه که در تشخیص واحد است، اختصاص به ذات حق داشته و تمام موجودات از زمین و آسمان وعالم ملک و ملکوت مظاهر و تجلیات او هستند و دیگر وجودی از خود ندارد، و نسبت وجود و موجودیّت به آن ها بالعرض و المجاز خواهد بود .
زیرا اگر تشخّص وجودی اثبات نشود، نفس واحد بالصرافه بودن آن کافی برای اثبات این مهم نمی باشد، چون اگر وجود واحد بالصرافه، ممکن باشد که در تحقّق چند تحقّق داشته باشد، مانند تحقّق واجبی و تحقّق ممکن، دیگر اثبات وحدت برای او نمودن مشکل است مگر به یک ضمیمه خارجی و آن اینکه هر جودی که واحد بالصرافه بوده باشد حتماً باید در تشخّص واحد باشد . در آن وقت بر اساس تشخّص واحد برای وجود، اثبات وحدت و آثار وحدت می توان نمود»[۲۶۹].

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

۳-۱-۲-۶ -عدم تناهی واجب تعالی :

از دیگر ادلّه ذکر شده برای اثبات وحدت شخصی وجود، عدم تناهی واجب است، که از آن به عنوان حد وسط در قاعده بسیط الحقیقه نیز استفاده می شود .اما بیان استدلالی عدم تناهی :
همان گونه که گفته شد حقیقت وجود از هر جهت بسیط بوده و وجودنیز عین ذات واجب می باشد، بنابراین با مصداق حقیقت وجود و بساطت ذات آن، جایی برای غیرباقی نمی ماند، چون اگر غیر فرض شود، واجب در آن جا حضور نداشته و مرکب از وجود و عدم می شود . این با معنای وجوب ذاتی و بساطت حقیقی وی سازگاری ندارد، بنابراین از بساطت حقیقی، عدم تناهی واجب فهمیده می شود و اینکه جایی برای حضور غیر باقی نگذاشته و محدود به حدی نیست بلکه همه امور و اشیا را در بر گرفته و بر آنها احاطه دارد و احاطه او نیز از قبیل احاطۀ حقیقت واصل به عکس ها و سایه های همان حقیقت به شمار رفته و از آن به رابطه « ظلّ » و « ذی ظلّ » یاد می شود . با این بیان تکلیف ما سوا نیز مشخص می گردد چرا که کثرات به عنوان مظاهر وجود واحدند نه وجودی در مقابل او .[۲۷۰]

۳-۱-۳- نقل اقوال :

از میان شارحین حکمت متعالیه، در تبیین حرف صدرا مبنی بر وحدت شخصی وجود، اختلافاتی پیش آمده، برخی همچون سبزواری با این که قائل به وحدت وجود عرفانی است و در متون خود به توضیح و تبیین آن پرداخته، اما بیان صدرا را کافی برای اثبات وحدت شخصی نمی داند و برخی نیز مانند ملاعلی مدرس زنوزی در بدایع الحکم، قائل به این مطلب شده که از امکان فقری چیزی جز وحدت تشکیلی وجود به دست نیامده و به دلیل اشکالی که بر هویّت تعلّقی معلول وارد می داند، منکر وحدت شخصی می شود و گروه دیگر از میان شارحین، کسانی اند که هم قائل به وحدت وجود عرفانی می باشند و در کتب و نوشته های خویش به تبیین آن پرداخته و هم معتقدندکه جناب صدرا اولین کسی است که توانسته وحدت وجود عرفانی را برهانی سازد .
در این میان نیز برخی بین دلایل صدرا تفکیک قائل شده و قائل اند از ربط علی نمی توان به وحدت شخصی رسید اما بیان ( بسیط الحقیقه ) رادر اثبات وحدت شخصی وجود کافی می دانند . آنچه در این بخش به آن پرداخته می شود صرفاً نظرات موافق و مخالف با این مطلب است که آیا صدراالمتألّهین در دستیابی به برهانی کردن وحدت کردن وجود کامیاب بوده یا خیر ؟از این جهت به عنوان نمونه به چند نظر از میان شارحین متقدم و متاخر حکمت متعالیه پرداخته می شود .

۳-۱-۳-۱-نظر موافقین:

۱ ) فیض کاشانی، از جمله افرادی است که معتقد است از طریق ربط علّی و صرف الوجود بودن می توان وحدت وجود عرفانی را اثبات کرد، هرچند ایشان صریحاً قائل به توفیق صدرا از این قاعده در اثبات وحدت شخصی نشده، اما بیانی که از ربط علّی دارند همان بیان صدرا می باشد . ایشان در معنای امکان بیان می کند:
« ذات امکان عین معنای تعلّق وارتباط است؛ چرا که اگر حقیقتی غیر از تعلق و ارتباط به غیر داشته باشد یا تعلق به غیر به عنوان صفت زائد بر او باشد، از آن جا که ( ثبوت شی ء لشی ء فروغ ثبوت مثبت له ) است، پس آنچه مفتقر فرض کردیم، مفتقر نیست بلکه عین فقر است و آن غیری که به او مرتبط است باید مستقل الحقیقه باشد ؛ بنابراین هر فاعلی بما هوفاعل، فاعل بذات است و هر مفعولی بما هو مفعول، مفعول بالذات می باشد و چون ذات هر یک عین وجودشان است، پس مفعول هویّتی مباین با هویّت فاعل ندارد تا دو هویت مستقل فرض شود که یکی مفیض باشد و دیگری مستفاض، بنابراین مجعول به جعل بسیط و وجودی، حقیقتی اصلی ندارد جز اینکه مضاف به فاعل است و معنای مستقلی جز عین تعلق و وابستگی، ندارد . همچنان که فاعل عین مفیض بودن عین ذات اوست…
و چون ثابت شد وجودات به یک حقیقت برگشت می نماید ودارای یک اصل واحدند که آن اصل واحد ذاتاً فیّاض است، پس او حقیقت است و باقی شئون و او ذات است و غیر او اسماء و صفات و او اصل است و ما سوا اطوار و فروع او . « کلّ شیء هالک الّا وجهه » [۲۷۱].
و در جای دیگر در توضیح وحدت حق تعالی از طریق صرف الوجود بیان می کند : چون صرف وجود قبول تعدّد ننماید، شریک در وجود ندارد ؛ چون غیر او حقیقت دیگر در مرتبه او متصوّر نمی باشد .اصل وجود ماورا ندارد، هرچه که موجود است و به وجود متصف می شود مرتبه ای از آن اصل واحد و یا مظهری از مظاهر اسماء و صفات او محسوب می شود و لذا هیچ کمال وجودی از علم و قدرت از حیطه او خارج نمی شود.[۲۷۲]
۲ ) نظر استاد جلال الدین آشتیانی : ایشان قائل اند جناب صدر المتألّهین به نحو اطلاق، قائل به وحدت وجود و موجود نیست، بلکه در برخی موارد صریحاً مسلک حکمای محقّق را که خود وی به آن سرو صورت داده اختیار نموده و برای وجود مراتب مختلف قائل است و وحدت ساری در مراتب را اثبات می کند و در برخی دیگر ازکلمات خود به مشرب اهل عرفان متمایل شده است .[۲۷۳] در عین حال ایشان بیان می دارد که جناب صدرا توانسته با برهان درصدد اثبات وحدت وجود برآید:
« مسأله وحدت وجود، اساس وپایه جمیع تحقیقات در مسائل مربوط به مبدا و معاد و یکی از مسائل نفیس عرفانی است . شاید ملاصدرا اولین فیلسوفی باشد که در این موضوع به نحو کامل تحقیق کرده وحل بسیاری از مشکلات را متوقف بر فهم آن دانسته و مسائل آن را با موازین علمی وفق داده است » .[۲۷۴]

  • user11 11